زمینه و هدف: بیماری کووید-۱۹ علاوه بر تظاهرات تنفسی شناختهشده، میتواند موجب بروز اختلالات نورولوژیک و شناختی در بیماران، بهویژه سالمندان، گردد. از آنجا که شدت درگیری ریوی میتواند بیانگر میزان هیپوکسی و التهاب سیستمیک باشد، بررسی ارتباط آن با عملکرد شناختی از اهمیت بالینی بالایی برخوردار است. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط وسعت درگیری ریوی با بروز اختلال عصبی–شناختی ماژور در بیماران بالای ۶۰ سال مبتلا به کووید-۱۹ انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش یک مطالعه کوهورت گذشتهنگر است که بر روی ۱۱۹۴ بیمار بالای ۶۰ سال مبتلا به کووید-۱۹ در بیمارستان کوثر سنندج طی سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱ انجام شد. اطلاعات بیماران از پروندههای بیمارستانی استخراج گردید و وضعیت عملکرد شناختی آنان دستکم شش ماه پس از بهبودی با استفاده از آزمون Mini-Mental State Examination (MMSE) ارزیابی شد. بیماران بر اساس یافتههای سیتیاسکن قفسه سینه به دو گروه با درگیری ریوی کمتر از ۵۰٪ و بیش از ۵۰٪ تقسیم شدند. دادهها با نرمافزار Stata 16 و با استفاده از آزمونهای آماری کایدو، منویتنی و رگرسیون لجستیک تحلیل گردید. سطح معنیداری p < 0.05 در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 70.34±7.04 سال بود و 56.3 درصد آنان مرد بودند. میانگین نمره MMSE در کل نمونه 27.66±4.54 بود. در مجموع 94.6 درصد عملکرد شناختی طبیعی و 5.4 درصد درجاتی از اختلال شناختی داشتند (1.3 درصد خفیف، 0.5 درصد متوسط، 3.6 درصد شدید). نمره MMSE در بیماران با درگیری ریوی بیشتر کاهش داشت، اما این تفاوت از نظر آماری معنیدار نبود (p=0.088). همچنین، هیچ ارتباط معنیداری بین اختلال شناختی و متغیرهای سن، جنسیت، تحصیلات، بیماریهای زمینهای (فشار خون و دیابت) یافت نشد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که هرچند درصدی از سالمندان مبتلا به کووید-۱۹ دچار درجاتی از اختلال عصبی–شناختی ماژور میشوند، اما وسعت درگیری ریوی در سیتیاسکن پیشبینیکننده معنیداری برای بروز این اختلال نیست.
با این وجود، بیماران با درگیری ریوی بیشتر تمایل به نمرات شناختی پایینتر داشتند.
این یافته اهمیت غربالگری شناختی منظم در بیماران مسن بهبود یافته از کووید-۱۹ را حتی در موارد با شدت متوسط بیماری یادآور میشود و بر ضرورت برنامههای بازتوانی شناختی و پیگیریهای طولانیمدت تأکید دارد.