۲۷ نتیجه برای روشنی
جمال صیدی ، دكتر فریبا فرهادی فر ، دكتر نگین قدمی ، دكتر فرناز زندوکیلی ، دائم روشنی ، لادن طیفوری، صفورا امانی،
دوره ۱۵، شماره ۲ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۸۹ )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: تهوع و استفراغ یکی از عوارض شایع بعد از عمل جراحی است و در حدود ۷۰-۲۰ درصد کل اعمال جراحی دیده میشود که بستگی به روش بیهوشی و عواملی همچون وضعیت همودینامیک، غلضت اکسیژن، درد و غیره دارد. در مطالعاتی تجویز اکسیژن با غلظت بالاتر در طی اعمال جراحی منجر به کاهش تهوع و استفراغ شده است و در بعضی مطالعات دیگر تأثیری در کاهش تهوع و استفراغ نداشته است. در مطالعه حاضر تأثیر اکسیژن درمانی تکمیلی بر میزان بروز و شدت تهوع و استفراغ بعد از عمل جراحی سزارین به روش بیحسی نخاعی بررسی شده است.
روش بررسی: این کار آزمایی بالینی بر روی ۱۲۲ زن کاندید سزارین به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل انجام شد. برای گروه مداخله، حین عمل جراحی و پس از اتمام عمل جراحی در ریکاوری به صورت مداوم و در بخش بعد از زایمان به مدت ۶ ساعت به صورت متناوب با استفاده از ماسک ونچوری به میزان ۸۰ درصد معادل ۱۲ لیتر در دقیقه تا شش ساعت استفاده شد و در گروه کنترل اقدامات روتین انجام شد (۳۰ درصد اکسیژن معادل ۵-۳ لیتر در دقیقه با ماسک معمولی). میزان بروز و شدت تهوع و استفراغ در حین عمل جراحی و تا ۶ ساعت بعد از عمل جراحی در ریکاوری و بخش بعد از زایمان در برگ ثبت اطلاعات درج گردید.
یافتهها: بر اساس نتایج حاصله میزان بروز تهوع حین عمل جراحی در دو گروه اختلاف آماری معنیداری نداشت و بعد از عمل جراحی در بخش ریکاوری و بعد از زایمان در گروههای مداخله و کنترل اختلاف آماری معنیدار بود (۰۱/۰p<). میزان بروز استفراغ حین عمل جراحی و در بخش بعد از زایمان در گروههای مداخله و کنترل اختلاف آماری معنیداری نداشت اما در بخش ریکاوری اختلاف معنیدار بود (۰۰۱/۰p<). شدت تهوع در گروههای مداخله و کنترل حین عمل جراحی، در بخش ریکاوری و تا ۶ ساعت بعد از عمل جراحی در بخش بعد از زایمان اختلاف آماری معنیداری داشت و شدت تهوع در گروه کنترل بیشتر بود (۰۵/۰p<).
نتیجهگیری: در این مطالعه نشان داده شدکه دریافت اکسیژن اضافی حین و بعد از عمل جراحی در پیشگیری از بروز تهوع و استفراغ حین عمل جراحی مؤثر نبود اما بعداز عمل جراحی سزارین در بخش ریکاوری در پیشگیری از بروز و کاهش شدت استفراغ و تهوع به روش بیحسی نخاعی مؤثر بود. اکسیژن مکمل نیاز به داروهای ضد استفراغ را در این بیماران کاهش داد.
کلید واژهها: تهوع و استفراغ، اکسیژن تراپی تکمیلی، جراحی سزارین، بیحسی نخاعی
وصول مقاله: ۱۷/۳/۸۹ اصلاحیه نهایی: ۹/۴/۸۹ پذیرش مقاله: ۱۲/۴/۸۹
دائم روشنی ، دکتر انوشیروان کاظم زاده ، دکتر ابراهیم حاجی زاده، دکتر فیروز امانی ،
دوره ۱۶، شماره ۳ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۰ )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبی عروقی یکی از شایعترین علل مرگ و از عمدهترین مشکلات بهداشتی جهان میباشند. در اکثر تحقیقات پزشکی که هدف بررسی توزیع بقا میباشد از روشهای مانند رگرسیون کاکس استفاده میشود، حال آنکه این مدل رابطه بین عوامل خطرزا با لگاریتم تابع خطر را خطی، فرض میکند که در بسیاری از موارد این فرض عملی نیست. هدف از مطالعه حاضر، ارائه روش اسپلاین جریمه شده در تحلیل بقای بیماران مبتلا به سکته قلبی حاد میباشد.
روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع طولی بوده که به روش آینده نگر بر روی ۶۵۰ نفر از بیماران دارای سکته قلبی حاد انجام گرفت. بیماران به مدت یک سال از لحظه ابتلا به سکته قلبی به لحاظ فوت یا عدم فوت پیگیری و اطلاعات لازم از طریق چک لیستی جمعآوری شدند. از دو روش چند متغیره متفاوت، مدل رگرسیون مخاطره متناسب و مدل کاکس با اسپلاین های جریمه شده استفاده شد. تحلیل دادهها با نرم افزار R نسخه ۱۲/۲ انجام و سطح معنیداری ۰۵/۰ در نظر گرفته شده است.
یافتهها: میزان مرگ و میر در بین کل بیماران در یک سال مورد بررسی به تعداد ۶۷ نفر(۳/۱۰%) بود. ۴۸% بیماران سیگاری، ۴/۳۳% دارای سابقه پرفشاری خون، ۷/۱۷% دیابتی، ۳/۱۵% دارای لیپید بالا، ۳۰% دارای آریتمی بودند و ۳/۱۰% دارای بلوک بودند. عوامل مؤثر بر میزان بقا بر اساس مدل کاکس با اسپلاینهای جریمه شده سن، مصرف استرپتوکیناز و سطح کسر جهشی بودند.
نتیجهگیری: با داشتن میزان بقا و عوامل موثر بر میزان بقا در بیماران با سکته قلبی حاد می توان در ارائه خدمات بهینه برای بیماران و همچنین اقدامات ویژه جهت کنترل و کاهش میزان مرگ و میر ناشی از سکته قلبی حاد و افزایش طول عمر و بقای این بیماران اقدام نمود.
کلید واژهها: بقا، سکته قلبی، مدل کاکس، اسپلاینهای جریمه شده
وصول مقاله: ۱۷/۱۱/۸۹ اصلاحیه مقاله: ۲۸/۳/۹۰ پذیرش مقاله: ۱۶/۴/۹۰
مختار یعقوبی، محمد فتحی، دکتر دائم روشنی، سینا ولیئی، دکتر مهرداد مرادی، دکتر هادی حسنخانی،
دوره ۱۷، شماره ۲ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۱ )
چکیده
مقدمه : یکی از علل کمر درد هرنی دیسک می باشد که ۹۰% از مردم دنیا درد ناشی از آنرا را تجربه می کنند. روش های دارویی و غیر دارویی متعددی برای تسکین کمردرد از جمله روش های فیزیوتراپی ( کیسه آب گرم و مادون قرمز و ...) وجود دارند. لذا در این پژوهش تاثیر کیسه آب گرم و اشعه مادون قرمز بر درد ناشی از هرنی دیسک کمری مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی ۶۰ بیمار مبتلا به هرنی دیسک کمری انتخاب و شدت درد با استفاده از مقیاس عددی۱۰ قسمتی و طول مدت درد آنها بر حسب دقیقه اندازه گیری و ثبت گردید. سپس نمونه ها به طور تصادفی به دو گروه ۳۰ نفری(گروه مادون قرمز و کیسه آب گرم) تقسیم شده و طی یک ماه هفته ای سه جلسه مداخله انجام شد و هر بار بعد از مداخله شدت درد و طول مدت درد در هر دو گروه اندازه گیری شده و در پایان داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
نتایج : نتایج نشان داد که میانگین شدت درد و طول مدت درد به ترتیب در گروه مادون قرمز (۳۳/۸ ± ۶۷/۶۵ دقیقه) و بعد از مداخله به ترتیب به(۶۰/۵ ± ۳۳/۴۴ دقیقه) کاهش و در گروه کیسه آب گرم (hot pack) شدت درد و طول مدت درد قبل از مداخله بترتیب (۶/۸ ± ۸۱ دقیقه) و بعد از مداخله به ترتیب به (۶۰/۵ ± ۳۳/۵۰ دقیقه) کاهش یافت. اثرات مادون قرمز و کیسه آب گرم بعد از مداخله مساوی ولی طول مدت درد در گروه مادون قرمز بعد از مداخله بیشتر کاهش یافت.
نتیجه گیری : با توجه به اثر بخش اشعه مادون قرمز و گرمای ناشی از آن و کیسه آب گرم پیشنهاد می گردد بیماران سرپایی از آن بعنوان یک روش غیر دارویی که اثرات مضر داروها را ندارد برای تسکین درد استفاده نمایندو چون کیسه آب گرم گرمای مرطوب تولید می کند بیماران احساس بهتری نسبت به استفاده از آن نیز دارند.
دکتر نادر اسماعیل نسب، دکتر دائم روشنی، دکتر نمامعلی آزادی،
دوره ۱۷، شماره ۳ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۱ )
چکیده
چکیده
مقدمه: یکی از محدودیت های مدل مخاطره متناسب کاکس، خطی بودن لگاریتم تابع خطر نسبت به متغیرهای کمکی است. اثر یک متغیر کمکی غیر خطی ممکن است در این مدل کشف نشدنی باشد اما بتوان بوسیله توابع اسپلاین به خوبی آن را تخمین زد. با استفاده از مدل تک شاخصه که باعث جلوگیری از بیش برازشی حاصل از مشقت چند بعدی می شود، سعی در ارائه برآورد دقیق میزان بقا بیماران مبتلا به سکته قلبی داریم.
روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع طولی بوده که به روش آینده نگر بر روی ۶۵۰ نفر از بیماران دارای سکته قلبی حاد انجام گرفت. بیماران به مدت یک سال از لحظه ابتلا به سکته قلبی به لحاظ فوت یا عدم فوت پی گیری و اطلاعات لازم از طریق چک لیستی جمع آوری شدند. در این مطالعه رابطه بین لگاریتم خطر و متغیرهای کمکی در مدل مخاطره متناسب با شکل تابعی نامعلوم در نظر گرفته شد. پارامترهای رگرسیونی مدل با استفاده از اسپلاین های چتد جمله ای و درستنمائی جرئی جریمه شده برآورد شدند. تمامی برنامه نویسی ها با استفاده از نرم افزار R نسخه ۱۲/۲ انجام و سطح معنی داری ۰۵/۰ در نظر گرفته شده است.
یافته ها: مدل کاکس با تابع پیوند نامعلوم دارای لگاریتم درستنمایی بیشتری در مقایسه با مدل کاکس بود. اثرات برآورد شده متغیرهای کمکی در دو مدل نسبتا متفاوت است. ابتلا به دیابت و آریتمی در مدل با تابع پیوند نامعلوم برخلاف مدل کاکس استاندارد در سطح مقدار احتمال کمتر از ۰۵/۰ معنی دار هستند و همچنین در مدل کاکس استاندارد سن برخلاف مدل پیشنهادی در سطح مقدار احتمال کمتر از ۰۵/۰ معنی دار است.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده این مدل پیشنهادی توانسته است علاوه بر اثر استرپتو کیناز و کسر جهشی تاثیر اثر عوامل موثری چون دیابت و داشتن آریتمی را در احتمال بقاء بیماران مبتلا به سکته قلبی را برآورد نماید. ضمناً چنانچه بتوان دیابت و آریتمی را در این بیماران کنترل نمود میتوان احتمال بقاء را در آنان افزایش داد.
واژه های کلیدی: بقا، سکته قلبی، مدل رگرسیون مخاطره متناسب، تابع پیوند، مدل کاکس
وصول مقاله :۲۱/۲/۹۱ اصلاحیه نهایی:۲۵/۳/ ۹۱ پذیرش:۶/۴/۹۱
دکتر ایرج خدادادی، محمد عبدی ، سامان جاوید، عباس احمدی ، دکتر دائم روشنی، رزگار رهبری، مژده شریفی پور، شیوا شاهمحمد نژاد، زاهد خاتونی،
دوره ۱۸، شماره ۳ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۲ )
چکیده
چکیده
مقدمه: اندازه گیری سطح سرمی آنزیم ADA در تشخیص و افتراق عفونت های داخل سلولی و بدخیمی سلول های سیستم ایمنی مورد استفاده قرار گرفته است. هدف از انجام این پژوهش تعیین سطح سرمی آنزیم ADA و ایزوآنزیم های آن در معتادان تزریقی HIV مثبت در مقایسه با بیماران مبتلا به عفونت همزمان HCV و HBV و افراد سالم بعنوان یک مارکر تشخیصی ساده، سریع و ارزان می باشد.
روش ها: این مطالعه از نوع کوهورت- تاریخی، روی ۹۷ معتاد تزریقی HIV مثبت مراجعه کننده به مرکز مشاوره بیماری های رفتاری سنندج، انجام گردید. پس از نمونه گیری از این افراد، سرم آنها با استفاده از روش الایزا از لحاظ وجود هپاتیت B و C مورد بررسی قرار گرفت. برای اندازه گیری فعالیت ADA از روش Giusti و برای تعیین فعالیت ایزوآنزیم ها از مهارکننده EHNA استفاده گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS ۱۶ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج حاصل از مطالعه حاکی از شیوع بالای ابتلا به هپاتیت B و C در معتادان تزریقی HIV مثبت بود. فعالیت آنزیم آدنوزین دآمیناز افزایش معنی داری را در سه گروه بیمار نسبت به گروه کنترل و همچنین در گروه های HIV-HCV مثبت و HIV-HBV مثبت نسبت به گروه HIV مثبت نشان می دهد. اختلاف بین گروه های بیمار در مورد ایزوآنزیم ADA۲ نیز از لحاظ آماری معنی دار بود )۰۵/۰>(p. فعالیت ایزوآنزیمADA۱ در گروه های مورد مطالعه اختلاف معنی داری را نشان نداد. از طرف دیگر، تعداد سلول های CD۴+ در بیماران مبتلا به عفونت همزمان HIV-HCV مثبت و HIV-HBV مثبت نسبت به افراد مبتلا به HIV کمتر است.
نتیجه گیری: فعالیت ADA در بیماران HIV مثبت و بیماران مبتلا به عفونت همزمان HCV و HBV افزایش یافته است. با توجه به نتایج حاصل از مطالعه و نیز با توجه به اینکه اندازه گیری ADA یک روش آزمایشگاهی بسیار ساده و ارزان است، استفاده از ADA بعنوان یک مارکر بیولوژیک حساس جهت بررسی عفونت های داخل سلولی بویژه هپاتیت در بیماران HIV مثبت توصیه می شود.
کلید واژگان: معتادان تزریقی، آدنوزین دآمیناز، ایزوآنزیم، HIV مثبت، HIV-HBV مثبت، HIV-HCV مثبت، CD۴+.
وصول مقاله :۱۲/۴/۹۱ اصلاحیه نهایی:۷/۹/۹۱ پذیرش:۱۱/۹/۹۱
مهناز صیادی، دکتر احمد وهابی، بشری وهابی، دکتر دائم روشنی،
دوره ۲۱، شماره ۱ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف: تدریس، اقدامات هدف دار متعاملی است که توسط مدرس، طراحی، اجرا و ارزشیابی می شود. در این فرآیند، آموزش دهنده و آموزش گیرنده از آن تأثیرپذیر هستند. نیل به تدریس اثربخش، نیازمند پیوندهای محکم بین اهداف درس، شیوه های آموزش، یاددهی و یادگیری آموزش گیرندگان می باشد. هدف از انجام این مطالعه، تعیین دیدگاه دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی کردستان و آزاد اسلامی سنندج در مورد تدریس اثربخش و عوامل مرتبط با آن بود.
روش بررسی: این پژوهش، مطالعه ای مقطعی بود که در آن ۵۲۰ نفر از دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی کردستان و آزاد اسلامی سنندج به روش تصادفی چند مرحله ای، مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای مشتمل بر دو بخش سئوالات دموگرافیک (سن، جنس، رشته، ترم تحصیلی و ...) و ۲۳ سئوال در مورد ویژگی های تدریس اثربخش بود. داده های جمع آوری شده با نرم افزار SPSS نسخه ۱۶ و فرمول های آمار توصیفی از قبیل فراوانی، میانگین و انحراف معیار و آمار تحلیلی از قبیل من ویتنی و کروسکال والیس تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: مهم ترین ویژگی های تدریس اثربخش از دیدگاه دانشجویان مورد بررسی، تسلط استاد بر موضوع تدریس (۸۳/۰±۴۶/۴)، علاقه مندی استاد به تدریس (۸۳/۰±۴۵/۴) و کم اهمیت ترین ویژگی های تدریس اثربخش از نظر آنها، دسترسی به استاد در خارج از ساعات درسی (۹۱/۰±۸۴/۳)، استفاده از وسایل کمک آموزشی (۱۰/۱±۶۷/۳) بودند. بین جنس دانشجو و حیطه های روش تدریس (۰۰۷/۰=p) و خصوصیات فردی (۰۲/۰=p)، تفاوت آماری معنی دار بود.
نتیجه گیری: به منظور بهبود کیفیت آموزش در دانشگاههای مورد بررسی، توصیه می شود هنگام جذب اعضای هیأت علمی و به کارگیری مدرسین برای تدریس، ویژگی هایی مثل توان علمی مدرس در ارائه مطالب درسی، ارائه شفاف و واضح مطالب و علاقه مند بودن مدرس به کار تدریس، مدنظر قرار گیرد.
واژه های کلیدی: تدریس اثربخش، استاد، دانشجو، نگرش، دانش پژوهی، روش تدریس، خصوصیات فردی
وصول مقاله:۱۲/۷/۹۴ اصلاحیه نهایی:۱۷/۹/۹۴ پذیرش:۱۶/۱۰/۹۴
دکتر برهان مرادویسی، دکتر نشمیل رستمی، دکتر سیامک درخشان، دکتر دائم روشنی،
دوره ۲۱، شماره ۵ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۵ )
چکیده
مقدمه: بتا تالاسمی یکی از شایعترین بیماریهای تک ژنی در سراسر جهان است که بعلت نقص در سنتز زنجیره بتاگلوبین رخ می دهد. بطور کلی اکثریت بیماران تالاسمی، مبتلا به کاهش تراکم استخوانی می باشند. استئوپروز با کاهش توده استخوانی و اختلال در ساخت استخوان مشخص و در نتیجه باعث کاهش قدرت استخوان می شود. با توجه به پیامدهای جدی استئوپروز، این پژوهش به منظور بررسی فراوانی تراکم استخوانی در بیماران مبتلا به بتا تالاسمی ماژور انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی تعداد ۴۶ بیمار مبتلا به تالاسمی ماژور بالای ۵ سال در بخش انکولوژی بیمارستان بعثت سنندج مورد بررسی قرار گرفتند. بیومارکرهای شیمیایی در آنها بر حسب دانسیتومتر مهره های کمری و سر استخوان ران برحسب استئوپروز، استئوپنی و نرمال مورد سنجش قرار گرفت. برای بررسی ارتباط بین بیومارکرهای شیمیایی و عوارض آن از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد. آنالیز داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS ۲۰ انجام گردید.
یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که از بررسی ۴۶ نفر از بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور، میانگین و انحراف معیار سنی افراد۷/۷±۸/۱۹سال بود و ۲۴ نفر(۲/۵۲%) آنها زن و ۳۲ نفر (۶/۶۹%) آنها بیش از ۱۵ سال سن داشتند. در این مطالعه فراوانی بیشترین عوارض دانسیتومتری مهره های کمری مربوط به استئوپروز و نرمال هرکدام با ۸/۳۴% و عوارض دانسیتومتری سر استخوان ران مربوط به افراد نرمال ۶/۵۶% بود. در این مطالعه از مقایسه بیومارکرهای شیمیایی و عوارض مربوط دانسیتومتری سر استخوان ران در افراد مبتلا به تالاسمی ماژور نشان داد که سطح فریتین در این افراد متفاوت است(۰۱۱/۰=P) و این تفاوت مربوط عارضه استئوپنی و نرمال مشاهده شد(۰۰۹/۰=P).
نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر نشان داد بیشترین عوارض دانسیتومتری مهره های کمری مربوط به استئوپروز و نرمال وعوارض دانسیتومتری سرا ستخوان ران مربوط به افراد نرمال بود. همچنین بین بیومارکرهای شیمیایی و عوارض دانسیتومتری مهره های کمری و سر استخوان ران ارتباط آماری معنی داری وجود ندارد. بنابراین برای درمان این عارضه تجویز بیسفوسفونات توصیه می شود.
کلمات کلیدی: استئوپروز، استئوپنی، تالاسمی ماژور، مارکر بیوشیمیایی، دانسیتومتری، سنندج
وصول مقاله:۱۴/۲/۹۴ اصلاحیه نهایی:۲۰/۵/۹۵ پذیرش:۳۰/۵/۹۵
دکتر شهلا افراسیابیان، دکتر کتایون حاجی باقری، دکتر دائم روشنی، سارا زندسلیمی، دکتر محمد براری، دکتر بهزاد محسن پور،
دوره ۲۲، شماره ۱ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۶ )
چکیده
مقدمه: استفاده بیش از حد یا استفاده سوء آنتی بیوتیک ها منجر به پیامدهای مهمی مانند افزایش هزینه، مقاومت باکتریایی، شکست درمانی، سمیت دارویی و افزایش مرگ و میر می شود. تغییر در رفتار پزشکان در زمینه کاهش تجویز آنتی بیوتیک ها و در نهایت کاهش مقاومت دارویی و افزایش آگاهی پزشکان با استفاده از گایدلاین ها بوده و به دنبال آن تغییر نگرش آنها براساس توافق با گایدلاین و پیروی از این خط مشی خواهد بود.
روش بررسی: مطالعه بصورت توصیفی و نمونه گیری سر شماری در بین ۳۵۶ نفر از پزشکان شهرستان سنندج در سال ۱۳۹۳ انجام شد. پرسشنامه نهایی شامل ۷ پرسش برای سنجش آگاهی، ۱۸ پرسش برای سنجش نگرش(با مقیاس لیکرت ۵ تایی از خیلی موافقم تا خیلی مخالفم) و ۱۲ پرسش نیز مربوط به سنجش عملکرد بود و پایایی پرسشنامه ۵۴/۰ بدست آمد. فراوانی نسبی و میانگین سوالات با استفاده از نرم افزار SPSS۲۰ محاسبه گردید.
نتایج: از مجموع ۳۵۶ پرسشنامه تکمیل شده ۲/۴۴% آنها متخصص و ۲/۴۵% آنها بیش ار ۷ سال از زمان فارغ التحصیلی آنها گذشته بود. پاسخ صحیح در زمینه پژوهش های مربوط به دانش پزشکان بطور کلی ۵۶% بود که کمترین موارد مربوط به دانش در خصوص الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی با ۲۵% بود. ۳/۹۷% آنها نیز موافق بودند که در کشور بیش از حد از آنتی بیوتیک استفاده می شود. در این مطالعه ۲۳۳ نفر(۵/۶۵%) پزشکان از دانش خود در مورد تجویز آنتی بیوتیک اطمینان کامل داشته و ۷/۱۹% نیز اطمینان کم یا اصلا اطمینان نداشتند. در مورد اطلاعات بدست آمده در مورد آنتی بیوتیک، به ترتیب ۵۶% و ۵/۵۴% ، گایدلاین WHO و گایدلاین آنتی بیوتیک را از نظر مفید بودن ذکر کرده بودند. در مورد شرکت پزشکان در دوره های آموزشی در ارتباط با تجویز آنتی بیوتیک، ۹/۴۹% آنها هیچ دوره آموزشی را نگذرانده بودند. منابع اطلاعاتی پزشکان در مورد تجویز آنتی بیوتیک، بیشترین فراوانی براساس اینترنت(۲/۶۳%) و کمترین نیز مربوط به اطلاعات شرکت های دارویی(۳/۳۰%) بود.
نتیجه گیری: آگاهی در حد متوسط پزشکان از تجویز آنتی بیوتیک و همچنین عدم شرکت نیمی از افراد مورد پژوهش در دوره های آموزشی تجویز آنتی بیوتیک، نیاز پزشکان را به برگزاری دوره های آموزشی مطرح می کند که نیازمند توجه و برنامه ریزی مناسب است.
کلمات کلیدی: آگاهی، نگرش، عملکرد، پزشک، آنتی بیوتیک، سنندج
وصول مقاله:۳/۳/۹۵ اصلاحیه نهایی:۵/۸/۹۵ پذیرش:۱/۱۰/۹۵
هیرو حمزه پور، دکتر سینا ولیئی، دکتر محمد آزاد ماجدی، دکتر دائم روشنی، دکتر جمال صیدی،
دوره ۲۲، شماره ۵ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۶ )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شاخص های بهبودی در بخش مراقبت ویژه ارتقاء سطح هوشیاری بیماران می باشد. عوامل مختلفی از جمله نوع مراقبت در تغییرات سطح هوشیاری بیماران موثر هستند. لذا این مطالعه با هدف تعیین تاثیر برنامه مراقبت مبتنی بر الگوی سازگاری روی در بعد فیزیولوژیک بر سطح هوشیاری بیماران بخش مراقبت ویژه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارازمایی بالینی سه سو کور در سال ۱۳۹۵ بر روی ۱۰۰ بیمار بخش مراقبت ویژه انجام شد. به صورت تصادفی دو بخش آی سی یو در بیمارستان بعثت سنندج به عنوان بخش مداخله و کنترل انتخاب شدند. بیماران واجد شرایط در هر بخش به صورت مجزا به روش تصادفی ساده به گروه مداخله یا کنترل تخصیص داده شدند. در گروه مداخله مراقبت مبتنی برالگوی سازگاری و در گروه کنترل مراقبت های روتین انجام شد. سطح هوشیاری بیماران بر اساس GCS به مدت ۷ روز، روزی ۲ بار برای هر بیمار اندازه گیری شد. داده های بدست آمده با نرم افزار SPSS نسخه۲۱ تحلیل شد.
یافتهها: میانگین سطح هوشیاری در زمان های اول تا سوم دارای تفاوت معنی داری بین گروه کنترل و مداخله را نشان نداد (۰۵/۰>P). تفاوت میانگین سطح هوشیاری اندازه گیری شده در روز و شب چهارم به بعد در دو گروه کنترل و مداخله تفاوت معنی دار بود(۰۵/۰>P).
نتیجه گیری: مراقبت مبتنی بر الگوی سازگاری روی توسط پرستاران بعد از سه روز بر افزایش سطح هوشیاری بیماران بخش مراقبت ویژه تاثیر داشت. پیشنهاد می گردد در جهت ارتقاء سلامت بیماران در بخش مراقبت ویژه مراقبت های پرستاری سازمان یافته مبتنی بر الگو های پرستاری ارائه گردد.
کلمات کلیدی: سطح هوشیاری، الگوی سازگاری روی، بخش مراقبت ویژه
وصول مقاله:۱۶/۱۱/۹۵ اصلاحیه نهایی:۳۰/۲/۹۶ پذیرش:۱۷/۴/۹۶
دکتر قباد مرادی ، محمد عزیز رسولی ، فائز فتحی ، دکتر بایزید قادری ، دکتر بهرام نیکخو، دکتر دائم روشنی ، دکتر برهان مرادویسی، دکتر جعفر سلطانی ،
دوره ۲۳، شماره ۲ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۷ )
چکیده
زمینه و هدف: در چند دهه اخیر، میزان بقای کودکان مبتلا به سرطان بطور قابل توجهی بهبود یافته و بقای ۵ ساله آنان ۸۰% برآورد شده است اما نگرانی های زیادی در رابطه با بقای نوجوانان و بزرگسالان جوان وجود دارد. هدف از این مطالعه تعیین میزان بقای بیماران مبتلا به سرطان لوسمی و عوامل مرتبط با آن در استان کردستان بود.
روش بررسی : در این مطالعه گذشته نگر، داده ها ۳۱۰ نفر از بیماران مبتلا به سرطان لوسمی در کودکان و بزرگسالان در استان کردستان از بررسی پرونده پزشکی آنها استخراج شد. آنالیز بقاء تک متغیره و چند متغیره با محاسبه نسبت مخاطره با مدل مخاطره نسبی کاکس انجام گردید. آنالیز داده ها با استفاده از نرم افزار Stata ۱۲ انجام شد.
یافته ها: در این مطالعه تعداد ۲۰۱ فرد بزرگسال با میانگین سنی ۸/۵۰ سال و ۱۰۹ کودک با میانگین سنی ۲/۵ سال مورد بررسی قرار گرفتند. فراوانی لوسمی در نوع AML ابتلا در بزرگسالان بالاتر (۸/۳۰%) ولی فراوانی موارد ابتلا به ALL بیشتری درکودکان مشاهده شد (۲/۸۶%). میزان بقا ۱ و ۵ سال در بزرگسالان به ترتیب: ۴/۹۴% و ۵/۴۹% و میزان بقا ۱ و ۵ سال در کودکان به ترتیب ۶/۹۲% و ۸۳% بود. نسبت مخاطره در افراد بزرگسال بر حسب نوع تالاسمی با ALL (HR=۵,۱۸, ۹۵% CI:۲.۶۰-۱۳)، در افراد با نوع AML برابر با (HR=۴,۱۱, ۹۵% CI:۱.۵۵-۱۰.۴)، و در افراد با نوع CML (HR=۲,۷۸, ۹۵% CI:۱.۰۵-۷.۳۷) بود. در آنالیز چند متغیره نتایج نشان داد که میزان مرگ کمتری در کودکان مبتلا به نوع تالاسمی ALL (HR=۰,۲۶, ۹۵% CI:۰.۰۸-۰.۷۷) مشاهده شد.
نتیجه گیری: دسترسی به خدمات تشخیصی بهنگام و ارائه خدمات درمانی به روز پیشنهاد می شود و در ضمن با توجه به بقا بیشتر نوع ALL لوسمی بویژه در کودکان، توصیه به فرآهم آوردن امکانات درمانی مناسب و توجه به ارائه خدمات تسکین بخش در انواع لوسمی با مرگ و میر بالا همچون سایر کشورهای دنیا ضروری است.
کلمات کلیدی: میزان بقا، عوامل مرتبط، سرطان لوسمی، کودکان، بزرگسال، کردستان
وصول مقاله:۶/۲/۹۶ اصلاحیه نهایی:۲۵/۱۰/۹۶ پذیرش:۲۳/۱۱/۹۶
کتایون حاجی باقری، عاطفه عباس زاده، شهلا آفراسیابیان، فرزانه وردی، دائم روشنی، فرید عبدی، بهزاد محسن پور،
دوره ۲۳، شماره ۴ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۷ )
چکیده
زمینه و هدف: ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) عامل یکی از شایعترین عفونتهای ویروسی منتقله از راه جنسی است که نقش ان در ابتلا به سرطان دهانه رحم به اثبات رسیده است. هدف از این مطالعه تعیین حضور ویروس پاپیلومای انسانی و بررسی فراوانی ژنوتیپ های ان در مبتلایان به ضایعات ژنیتال در زنان مراجعه کننده به کلینیک زنان شهر سنندج میباشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر، یک مطالعه توصیفی - تحلیلی بود که در ان از ضایعات ژنیتال ۵۰ نفر از زنان مراجعه کننده به کلینیکهای شهرستان سنندج از تاریخ بهمن ۱۳۹۴ لغایت بهمن ۱۳۹۵ نمونه برداری انجام و به بخش مولکولی ازمایشگاه ارسال شدند و با استفاده از روش PCR از نظر حضور HPV و تعیین چهار ژنوتیپ ۱۶ ,۱۸ (پر خطر) و ۱۱ ,۶ (کم خطر) مورد بررسی قرار گرفتند. همزمان با تهیه نمونه از بیماران با تکمیل پرسشنامه ای که از قبل تهیه شده بود اطلاعات دموگرافیک و ریسک فاکتورها ثبت شد. داده ها توسط نرم افزار spss و با استفاده از آمار توصیفی آنالیز شدند و جهت بررسی ارتباط ریسک فاکتورها با عفونت HPV از تست فیشر استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد در ۵۶% نمونه های مورد مطالعه ژنوم HPV شناسایی گردید. فراوانی ژنوتیپهای حاضر در کل نمونه ها شامل ۳۲% ، ۱۲% ، ۶% و ۲% به ترتیب برای ژنوتیپ های ۶ ، ۱۸ ، ۱۶ و ۱۱ بودند. عفونت توام تیپ های ۱۶ و ۱۸ در ۴% از نمونه ها دیده شد . همچنین میانگین سنی افراد HPV مثبت ۸,۷±۳۴,۰۷ سال و میانگین سن اولین تماس جنسی ۴.۸±۲۱,۲۲ سال بوده است. بین ریسک فاکتورهای بررسی شده با عفونت HPV ارتباط معنی دار اماری مشاهده نشد (۰۵/۰<P) .
نتیجه گیری: از آنجا که عفونت با این ویروس گاهی علامتی ندارد و با توجه به شیوع بالای آن در این مطالعه و سایر مطالعات تشخیص به موقع بخصوص ژنوتیپ های ۱۶ و ۱۸ و درمان سریع آن می تواند از تبدیل این زخم ها به مشکلات پیشرفته مانند سرطان جلوگیری نماید.
مهرنوش خشنودی فر، روناک مهاجرپور، عزت الله رحیمی، دائم روشنی، یدا... زارع زاده،
دوره ۲۴، شماره ۱ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه و هدف: دانش و اندوخته های پزشکان با مرور زمان دچار کاهش می یابد، بنابراین جایگاه دوره های بازآموزی برای پزشکان بسیار مهم است. روش آموزش به صورت وارونه یا همان Flipped classroom یک روش آموزشی ترکیبی است که در ان در محتوی آموزشی با استفاده از فناوریهای نوین خارج از کلاس به فراگیران ارائه می شود. این مطالعه با هدف تعیین بررسی تاثیر استفاده از کلاس وارونه (Flipped Class) بر رضایت، مشارکت فعال و میزان یادگیری در دوره های خاص آموزش مداوم پزشکان عمومی در مرکز آموزش مداوم دانشگاه علوم کردستان در سال ۱۳۹۶ انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه که به صورت مداخله ای طراحی شده بود، تعداد ۱۲۰ نفر از پزشکان عمومی شاغل در شهرستان سنندج که مشمول قانون آموزش مداوم پزشکان بودند، وارد مطالعه شدند و با روش تخصیص تصادفی به دو گروه مداخله )گروه کلاس وارونه( و مقایسه )کلاس سنتی( تقسیم شدند. ابزارهای جمع آوری داده در این مطالعه شامل پرسشنامه رضایت سنجی محقق ساخته، چک لیست محقق ساخته جهت سنجش مشارکت فعال ، سئوالات پس از آزمون برای سنجش میزان یادگیری بود. شروع آموزش و فعالیتهای یادگیری در گروه مداخله از دو هفته قبل از روز تعیین شده جهت برگزاری دوره حضوری ، آغاز شد. گروه مقایسه تا روز برگزاری دوره بازآموزی، آموزشی دریافت نکردند و تنها به آنها اطلاع رسانی از طریق سامانه اموزش مداوم و ارسال نامه انجام شد. در گروه مداخله آموزش به صورت درخواست یافتن پاسخ برای سوالات ارایه شد و گروه مقایسه به روش معمول سخنرانی، آموزشهای خود را دریافت نمودند.
نتایج: نتایج مطالعه نشان داد که افراد شرکت کننده هر دو گروه از برگزاری دوره بازآموزی رضایت داشتند. با اینحال میانگین رضایت از برگزاری دوره بازآموزی به طور معنی داری در گروه مداخله بیشتر از گروه مقایسه بود. (P= ۰,۰۰۱) میانگین نمره پس از آزمون در گروه مداخله (۲,۲۵ ± ۱۵,۵۰ ) به طور معنی داری بیشتر از گروه مقایسه ( ۲,۱۸±۱۲,۸۵) بود (P= ۰,۰۰۰۱) . همچنین میانگین نمره مشارکت پزشکان شرکت کننده در بازآموزی نیز در گروه مداخله) ۱,۷۱ ±۹,۰۱) با اختلاف معنی داری نسبت به گروه مقایسه (۲.۰۲ ± ۷,۶) بیشتر بود (P= ۰,۰۰۰۱) .
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که آموزش به روش وارونه (Flipped Classroom) دربرنامه های آموزش مداوم پزشکان عمومی موثر و مفید است. این روش نه تنها یادگیری پزشکان را از برنامه های آموزش مداوم افزایش میدهد بلکه با افزایش رضایت مندی آنان زمینه مشارکت آنان در سیستم بهداشت و درمان را در امر بازآموزی افزایش داده و باعث اشتراک تجارب و به روز شدن دانش آنان می شود.
حامد گویلی، محمد فتحی، یدالله زارع زاده، مختار یعقوبی، دائم روشنی،
دوره ۲۴، شماره ۱ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۸ )
چکیده
ززمینه و هدف: یکی از مباحث مهم در اورژانس پیش بیمارستانی موضوع ایمنی است. قدم اول جهت ارتقاء ایمنی کارکنان و بیماران، سنجش و بررسی نگرش ایمنی کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی است که خود و بیماران را از آسیب حفظ نماید. نظر به اهمیت این موضوع، نگرش ایمنی و عوامل مؤثر بر آن همچون سابقه خطا و تصادف حین مأموریت در یک سال گذشته، در کارکنان فوریتهای پزشکی ۱۱۵ شهرستان سنندج موردمطالعه قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی_مقطعی در سال ۱۳۹۶ انجام شده است. جامعه مورد مطالعه کارکنان فوریتهای پزشکی ۱۱۵ شهرستان سنندج بودند. مطالعه به صورت تمام شماری و تعداد نمونهها ۷۲ نفر بود. از پرسشنامه جهت جمعآوری اطلاعات استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۰ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. برای تعیین رابطه متغیرهای موردنظر با نگرش ایمنی از ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن و همچنین آزمون کای دو استفاده شد.
یافته ها: بر اساس یافتههای آزمون، نگرش ایمنی در کارکنان فوریتهای پزشکی در سطح پایینی قرار داشت (با میانگین ۱۱/۳ و انحراف معیار ۴۳۵/۰±). میان معیارهای ششگانه نگرش ایمنی، شامل جو همکاری در سازمان، جو ایمنی در سازمان، مدیریت ادراکات، وضعیت شغلی با خصوصیات دموگرافیک ارتباط معنیدار وجود داشت. مابین معیارهای رضایت شغلی و شناخت استرس با خصوصیات دموگرافیک ارتباط معناداری دیده نشد.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که نگرش ایمنی در کارکنان فوریتهای پزشکی در سطح پایین و نیاز به آموزش و ارتقا دارد و پیشنهاد میگردد مفاهیم مربوط به ایمنی در برنامههای آموزشی کارکنان فوریتها پزشکی گنجانده شود.
مرتضی ایوذری پور، مهدی حسینی بای، محمد جعفر رضایی، بهرام نیکخو، عذرا اله ویسی، دائم روشنی، شیوا خالصرو، عرفان دانشی،
دوره ۲۴، شماره ۲ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه و هدف: نانوتکنولوژی عبارت است از دستکاری دقیق و کنترلشده ساختار اتمی یا مولکولی مواد در مقیاس نانو بهمنظور تهیه ریز ذراتی با خصوصیات نوظهور و کاربردهای خاص. بسیاری از مطالعات in vivo و in vitro نشاندهنده اثرات منفی و مخرب نانو پارتیکلها بر سلولهای زایای جنس نر است. ذرات نانو عبارتاند از ذرات اولیهای که حداقل یکی از ابعاد آنها کمتر از ۱۰۰ نانومتر باشد.
مواد و روش ها: در این مطالعه ۲۰ سر موش بالغ نژاد (NMRI) سن ۸-۶ هفته با وزن ۳۰-۲۵ گرم استفاده شد. موشهای بالغ جهت انجام جفتگیری بهصورت ۲ موش ماده بالغ همراه با یک موش نر بالغ در یک قفس قرار داده شدند. موشهای حامله بهصورت تصادفی به ۴ گروه (کنترل ˓تیتانیوم˓ سیاهدانه ˓تیتانیوم سیاهدانه) تقسیم شدند. موشها با تکنیک جابجایی مهرههای گردنی قربانی شدند. با استفاده از لام نئوبار و در زیر میکروسکوپ نوری شمارش اسپرمها و مورفولوژی اسپرم موردبررسی قرار میگیرد.
نتایج: در این بررسی پارامترهای سیمن ازنظر تعداد اسپرم و مورفولوژی اسپرم و وزن ارگانها مورد مطالعه قرارگرفتند. کاهش تعداد اسپرمها، افزایش اسپرمهای غیرطبیعی و کاهش وزن در گروه تیتانیوم دیده شد که در گروه درمان به خاطرسیاه دانه این تغییرات جبران شدند)۰,۰۵ >P (.
یافته ها: نانوذره اکسید تیتانیوم میتواند باعث کاهش شمارش اسپرم و افزایش اسپرمهای غیر طبیعی شود در مطالعات قبلی (حاج شفیها و همکاران) نشان دادند که نانو ذرات توانایی عبور از سد خونی- بیضهای را دارند. سیاه دانه با توجه به اثر محافظتی وآنتی اکسیدانی سیاه دانه میتواند باعث بهبود اثرات سمی اکسید تیتانیوم شود.
کریم شریفی، معصومه رضایی، دائم روشنی، ماریا بستانی،
دوره ۲۴، شماره ۲ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه و هدف: آمبولی ریه یک مسئله بالینی مهم در بیماران بعد از جراحیهای بزرگ است و به علت علائم بالینی غیراختصاصی تشخیص آن در اغلب موارد سخت و دشوار است. تشخیص آمبولی ریه وابسته به روشهای تصویربرداری پزشکی است. این مطالعه با هدف بررسی نتایج سی تی آنژیوگرافی ریوی با تشخیص بالینی اولیه ترومبوآمبولی ریه در بیماران مراجعهکننده به بیمارستان بعثت در سالهای ۱۳۹۴-۱۳۹۳ انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت مقطعی بر روی ۱۶۰ بیمار با تشخیص بالینی اولیه آمبولی ریه که در طی سالهای ۱۳۹۴-۱۳۹۳ به بیمارستان بعثت مراجعه کرده بودند انجام شد. دادههای لازم از طریق پرونده پزشکی بیماران استخراج و در چک لیست ثبت شد. هنگام استخراج و ثبت داده های پرونده ها اصل محرمانگی رعایت شد. دادههای جمعآوریشده با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۰ و آمار توصیفی با آمارههای توصیفی مانند میانگین، میانه، انحراف معیار و نسبت محاسبه شد. آزمونهای تی تست و کای دو نیز به منظور یافتن ارتباط بین متغیرها مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که ۵۶,۳% افراد مورد مطالعه زن بودند. میانگین سن افراد (۱۸,۵±۴۵,۴۹) سال بود. بهطور کلی ۲۵.۶۵% افراد مورد مطالعه در گروه سنی ۴۰-۳۱ سال قرار داشتند و ۴.۲۹% دارای نتایج سیتیاسکن غیرطبیعی بودندکه نشاندهنده ابتلا قطعی به آمبولی ریه بود. بین بیمارانی که نتایج سیتیاسکن غیرطبیعی داشتند و آزمایش دی دایمر آنها نیز مثبت بود رابطه آماری معنی داری مشاهده شد (۰,۰۰۱p=). همچنین بین جنس و نتایج سیتیاسکن غیرطبیعی رابطه معنیدار آماری مشاهده شد بطوریکه بیشترین بیمارانی که نتایج سیتیاسکن آنها غیرطبیعی بود مرد بودند (۰,۰۰۲p=). میانگین سنی، نتایج آزمایش خون دی دایمر، فشارخون و تعداد تنفس و تعداد ضربان قلب در افرادی که نتایج سیتیاسکن غیرطبیعی داشتند بالاتر بود.
نتیجهگیری: با توجه به یافته های این مطالعه افرادی که نتیجه سیتیاسکن آنها غیرطبیعی است و همچنین در بازه سنی ۴۰-۳۱ سال قرار دارند و جنسیت آنان مرد است باید بیشتر مورد بررسی و توجه قرار گیرند که نتیجه نهایی آن کاهش مرگومیر بیماران است.
سمیرا صالحی، سینا ولیئی، شهناز غفوری، دائم روشنی، محمد فتحی،
دوره ۲۴، شماره ۳ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع یک، درمان و عوارض آن می تواند وضعیت روانی مبتلایان و کیفیت زندگی آنان را تحت تاثیر قرار دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر سنبل الطیب بر اضطراب و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به دیابت نوع یک انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک کارآزمائی بالینی بود که بر روی ۸۲ بیمار مبتلا به دیابت نوع یک انجام شد(گروه کنترل ۴۰ نفر و گروه مداخله ۴۲نفر). در گروه مداخله هرشب یک ساعت قبل از خواب یک عدد کپسول سدامین ۵۳۰ میلی گرمی (حاوی عصاره ریشه سنبل الطیب) به مدت هشت هفته مصرف و در گروه کنترل کپسوب دارونمای مشابه استفاده شد. پرسشنامه اضطراب بک، قبل از مطالعه، هفته ۴ و هفته ۸ و پرسشنامه کیفیت زندگی(DQOL)، قبل از مطالعه و هشت هفته بعد تکمیل شد. داده ها با نرم افزار SPSS و آزمون های آماری T مستقل و آزمون T جفت شده و آنالیز کواریانس یکطرفه با اندازه های تکراری تحلیل گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد تفاوت معنی داری بین نمره اضطراب بین دو گروه قبل از مداخله و در هفته چهارم وجود نداشت اما پس از مداخله، در هفته هشتم تفاوت معنادار بود(۰,۰۰۸=p). پس از مداخله، نمره کیفیت زندگی در گروه مداخله ۰,۷±۴,۰۵ و در گروه کنترل ۰,۴۳±۳,۲۳ بود که نشان دهنده تفاوت معناداری بین دو گروه بود (۰,۰۰۱=p).
نتیجه گیری: یافته ها نشان داد مصرف کپسول حاوی گیاه سنبل الطیب به مدت هشت هفته اضطراب بیماران مبتلا به دیابت نوع یک را کاهش و کیفیت زندگی آنان را بهبود می بخشد. مصرف این داروی گیاهی در بیماران دیابتی نوع یک مبتلا به اضطراب توصیه می گردد.
صفورا درخشان، اصلان حسین زاده، منوچهر احمدی هدایتی، دائم روشنی،
دوره ۲۴، شماره ۶ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت توسط سودوموناس آئروژینوزای مقاوم به دارو، مشکلات درمانی مهمی ایجاد میکند. مطالعه حاضر برای بررسی حساسیت آنتیبیوتیکی و شیوع ژنهای مقاومت ضد میکروبی در سودوموناس آئروژینوزا انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، ۶۱ ایزوله سودوموناس آئروژینوزای بالینی در سنندج بین فروردین تا شهریورماه ۱۳۹۶ جمعآوری شد. ایزولهها توسط روش انتشار از دیسک برای تعیین حساسیت به ۸ آنتی بیوتیک و توسط واکنش زنجیرهای پلیمراز برای تعیین حضور ژن بتالاکتاماز وسیع الطیف blaCTX-M و عوامل پلاسمیدی مقاومت به کینولون qnrA، qnrB و qnrS بررسی شدند. ما همچنین اثر مقاومت به کینولونها بر مقاومت متقاطع به سایر آنتی بیوتیکها را ارزیابی کردیم. برای تحلیل دادهها از آمار توصیفی استفاده کردیم.
یافتهها: مروپنم بالاترین میزان حساسیت را نشان داد (۸۸/۵%) که توسط پیپراسیلین (۸۵/۲%)، سفتازیدیم و آمیکاسین (هرکدام، ۸۰/۳%)، ایمی پنم (۷۷%)، سفپیم (۷۳/۸%)، سیپروفلوکساسین (۴۹/۲%) و جنتامیسین (۳۹/۳%) دنبال شد. از ۶۱ ایزوله، ۳۲/۸% مقاومت به چند دارو را نشان دادند. ایزولههای مقاوم به سیپروفلوکساسین، مقاومت متقاطع به جنتامیسین (۹۳/۵%)، سفپیم (۴۵/۲%)، سفتازیدیم و ایمی پنم (هر کدام، ۳۸/۷%)، آمیکاسین (۳۵/۵%)، پیپراسیلین (۲۹%) و مروپنم (۲۲/۶%) داشتند. qnrS را در ۳ ایزوله (۴/۹%) شناسایی کردیم. blaCTX-M،qnrB و qnrA شناسایی نشدند.
نتیجهگیری: نتایج ما پیشنهاد میکند که سیپروفلوکساسین ممکن است مقابل سودوموناس آئروژینوزا مؤثر نباشد. مطابق دانش ما، این اولین گزارش حضور qnr در سودوموناس آئروژینوزا از کردستان است که نیاز به نظارت مستمر برای جلوگیری از انتقال qnr را توصیه میکند.
کامل عبدی، مختار یعقوبی، آروین برزنجی، شیلان قادری، دائم روشنی، آرام کریمیان،
دوره ۲۵، شماره ۱ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه و هدف: سازههای دلبستگی شغلی و تمایل به ترک خدمت از بازخوردهای مهم مرتبط با کار میباشند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط دلبستگی شغلی با تمایل به ترک خدمت درکارکنان هوشبری شاغل در بیمارستان های شهر سنندج در سال۱۳۹۷ انجام شد.
مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی ، تعداد ۹۰ نفر از کارکنان هوشبری شاغل در بیمارستانهای شهر سنندج به روش تمام سرشماری وارد مطالعه شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه دلبستگی شغلی کانونگو، پرسشنامهی پیش بینی ترک خدمت آتوود ( Attwod) و هین شاو (Hinshaw) و پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و شغلی استفاده شد. برای تحلیل اطلاعات از نسخه ۲۳ نرم افزار SPSS استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی، آزمون آماری تی تست مستقل و کای دو استفاده شد.
یافته ها: میانگین و انحراف معیار وابستگی شغلی و ترک خدمت به ترتیب برابر با ۰/۰۵۶±۲ و ۰/۰۶۳±۲ بود. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که بین وابستگی شغلی و تمایل به ترک خدمت با همه متغیرهای دموگرافیک و شغلی ارتباط معنی داری وجود دارد(۰/۰۵P<).
نتیجه گیری: با توجه به پایین بودن درگیری شغلی و بالا بودن تمایل به ترک خدمت در کارکنان هوشبری بیمارستانهای شهر سنندج، ریشهیابی و برنامهریزی دقیق از سوی مدیران مربوطه دراین زمینه پیشنهاد میشود.
کلیدواژه ها: دلبستگی شغلی، تمایل به ترک خدمت، هوشبری، بیمارستان
نعیم شرفی اهوازی، عرفان دانشی، بهرام نیکخو، دائم روشنی، دکتر محمد جعفر رضایی، حمید رضا عسگری، مرتضی ابوذری پور،
دوره ۲۵، شماره ۲ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه و هدف: نیکوتین به عنوان یک عامل استرس اکسیداتیو شناخته شده، با تولید گونههای فعال اکسیژن سطح تعادل پرواکسیدانی- آنتی اکسیدانی از بین میبرد. مطالعهی حاضر برای ارزیابی نقش اسید رزماری، یک آنتیاکسیدان، بر تعادل پرواکسیدانی-آنتی اکسیدانی سرم و میزان فعالیت آنزیمهای کاتالاز و سوپر اکسید دیس موتاز طراحی گردید..
مواد و روشها: ۳۶ موش بالغ نر نژاد NMRI به شکل کاملاً تصادفی در شش گروه تقسیم گردیدند. موشها برای ۳۰ و۱۵روز تحت درمان قرار میگرفتند: گروههای ۱ و۲ نرمال سالین، گروههای ۳ و۴ نیکوتین را با دوز (mg/kg ۰/۵) و گروههای ۵ و۶ دوزهای (mg/kg ۰/۵) نیکوتین و (mg/kg ۱۰) اسید رزماری را دریافت میکردند. برای اندازهگیری تعادل اکسیدانی- آنتیاکسیدانی و میزان آنزیمهای کاتالاز و سوپر اکسید دیس موتاز از پروتکلهای استاندارد استفاده شد.
یافته ها: در گروههای ۱۵ روزه، در گروه دریافت کننده نیکوتین افزایش معنیداری در سطح تعادل پرواکسیدانی- آنتیاکسیدانی (۵/۱۷۶۸±۱۰۰) در مقایسه با گروه کنترل (۰/۳۳۱۵±۹۰) مشاهده گردید. در گروههای ۳۰ روزه، گروه دریافت کننده نیکوتین، افزایش معنیداری در سطح تعادل پرواکسیدانی-آنتی اکسیدانی (۳/۵۲۱۳±۱۰۶) در مقایسه با گروه کنترل (۱/۳۲۹۱±۸۷) نشان داد (۰/۰۵≤ P ). سوپر اکسید دیس موتاز، در گروه دریافت کنندهی نیکوتین ۱۵(۱/۱۲±۱/۲۱) و ۳۰ روزه (۰/۲۶±۱/۸۹)، کاهش معنیداری در قیاس با گروه کنترل ۱۵ (۰/۰۹±۲/۹۰) و ۳۰ (۰/۰۸±۲/۸۲) روزه نشان دادند. کاتالاز، در گروه دریافتکنندهی نیکوتین ۱۵(۲/۳۰±۱۲/۱۳) و ۳۰ روزه (۱/۴۲±۱۱/۵۷)، کاهش معنیداری در قیاس با گروه کنترل ۱۵ (۲/۲۱±۲۵/۱۲) و ۳۰ روزه (۱/۲۹±۲۴/۱۷) روزه نشان دادند (۰/۰۵ P≤).
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که اسید رزماری موجب اصلاح سطح آنزیمهای آنتیاکسیدانی شده و عدم تعادل پرواکسیدانی- آنتیاکسیدانی را متوازن می کند.
سعید میری، مرتضی ابوذری پور، محمد جعفر رضایی، فردین فتحی، بهرام نیکخو، دائم روشنی، شیوا خالصرو، عرفان دانشی،
دوره ۲۵، شماره ۳ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان ۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه و هدف: دگزامتازون بر روی هموستاز بیضه، از طریق کاهش سطح تستوسترون تاثیر می گذارد، در مطالعه ای نشان دادند که دگزامتازون باعث ایجاد نقصهایی در روند اسپرماتوژنز به طریق واکوئول جداشدگیو ریزش لایه اپیتلیوم ژرمینال می شود. هدف از این مطالعه بررسی اثر محافظتی سیاه دانه بر اثرات دگزامتازون در پارامترهای اسپرم می باشد.
مواد و روش ها: در این مطالعه ۴۰ سر موش بالغ نژاد به صورت تصادفی در ۴ گروه قرارگرفتند. گروه اول که کنترل بود نرمال سالین به مدت ۷ روز داده شد. گروه دوم که گروه دگزامتازون بود به موش ها دگزامتازون با دوز ۵ میلی گرم به مدت ۷ روز داده شد. به گروه سوم که گروه درمان بود به موش ها با همان دوز دگزامتازون و سیاه دانه با دوز ۵ میلی گرم به مدت ۷ روز دریافت کردند و گروه چهارم که گروه سیاه دانه بود موش ها سیاه دانه را با دوز ۵ میلی گرم به مدت ۷ روز دریافت کردند. پارامترهای اسپرم جهت بررسی دگزامتازون و سیاه دانه انجام شد.
یافته ها: پارامترهای اسپرم که شامل"شمارش اسپرم، حرکت اسپرم و اسپرمهای غیر نرمال" در گروه دگزامتازون بطور معنی داری تغییر پیدا کرد (۰/۰۵p<)که در گروه درمان این تغییرات به خاطر سیاهدانه کاهش کمتر شده بود (۰/۰۵.(p<
نتیجه گیری: مطالعات زیادی ناشی از تاثیرات مخرب دگزامتازون بر سیستم تناسلی انجام شده است در این مطالعه سعی شده که اثر محافظتی سیاه دانه بر عوارض جانبی این دارو در سیستم تناسلی مردانه بررسی شود. در این تحقیق ثابت شد که دگزامتازون باعث کاهش پارامترهای اسپرم اپیدیدم میشود که سیاه دانه این تغیرات را جبران کرده است.